خودمان را به بلاهت نزنیم!!جشنواره کن غیرسیاسی نیست!!

سیاسی‌بازی‌های جشنواره کن؛ نخلی که ریشه‌هایش در زمین سیاست است

 جشنواره فیلم کن که به مدد امپراتوری رسانه های غربی،طرفداران بسیاری در میان سینماگران و سینمادوستان در سراسر جهان دارد و بعنوان معتبرترین جشنواره سینمایی جهان شناخته می شود!!

اما واقعیت امر این است که برخلاف انتظار که چنین جشنواره ای باید مستقل و غیر وابسته و غیر سیاسی باشد نگاه مثبت کن، همواره بیشتر معطوف به هالیوود و سیاست‌های کاخ سفید بوده است. بعنوان مثال این جشنواره در دهه ۵۰، یک فیلم که گوشه‌هایی از بمباران هیروشیما توسط آمریکا را به تصویر می‌کشید، با وجود اعلام رسمی، از بخش رقابتی خارج کرد.

ژان کوکتو، فیلمساز فرانسوی و عضو هیات داوران در سال‌های ۱۹۵۳ و ۱۹۵۴، تلاش زیادی به عمل آورد تا کن را به سرزمینی برای سینمای همه کشورها تبدیل کند یعنی جایی که دخالت سیاست در آن هیچ نقشی نداشته باشد. اما علیرغم این نیت، در سال‌های جنگ سرد دهه ۵۰، جشنواره کن در مواقعی برای عدم‌برانگیختن حساسیت‌های دو جبهه جهانی، به برخی ملاحظات دیپلماتیک تن داد و اعتراض‌های بسیاری را از جانب فیلمسازان به خود دید.

یکی از این معترضان، آلن رنه، فیلمساز صاحب سبک فرانسوی بود که به سبب چنین رفتاری، اغلب از بخش رسمی جشنواره کنار گذاشته می‌شد. برای مثال فیلم شب و مه که مستندی درباره اتاق‌های گاز اردوگاه‌های فاشیستی و یکی از فیلم‌های مرجع تاریخ سینما در این زمینه است، به‌خاطر تقاضای نمایندگی آلمان، از رقابت‌ها کنار گذاشته شد.

در همین راستا، کن، نسبت به رویدادهایی که همسو با سیاست‌های روز آمریکا است و خشم دول غیرهمسو با آرمان‌های سیاسی آمریکا و فرانسه را به همراه دارد نیز بی‌تفاوت نبوده است.

همین رخداد طی سالیان اخیر، در حوزه‌های دیگری چون سنگ‌تمام گذاشتن برای دگرباشان نیز همسو با اسکار، در کن نیز پیاده‌سازی شد تا این دو رویداد سینمایی مهم جهان، در پیاده کردن شاخص‌های سیاسی آمریکا و فرانسه، به اندازه‌ای نهادینه عمل کنند که بسیاری از فیلمسازان، راز موفقیت در این دو رویداد را به خوبی فرا گرفته‌اند.

به دلیل همین انتخاب‌های سیاسی است که هرساله بر تعداد معترضان به فرآیند داوری این دو رویداد اضافه می‌شود و البته که هیچ توضیحی هم در این رابطه داده نمی‌شود.

با بالا گرفتن اعتراض‌ها، کن که جایگاه حرفه‌ای خود را در خطر می‌دید و تهدید جشنواره‌های تازه‌تاسیس و اقبال عمومی آنها را بسیار ملموس می‌دانست، چگالی صریح حمایت‌های سیاسی خود را پائین آورد و به همین دلیل از میانه دهه ۸۰ تا یک دهه اخیر، کرکره حمایت‌های آشکار سیاسی خود را پائین کشید. به همین دلیل، چهره‌ای که از کن در میان دوستداران سینما طی ۳ دهه ترسیم شد، یک جشنواره حرفه‌ای هنری بود که انتخاب‌هایش، بر مبنای شاخص‌های صرفا سینمایی تعیین می‌شد.

اما رویکرد کن طی یک دهه اخیر، بازگشتی دوباره به سال‌ها و دهه‌های ابتدایی خود است. جریانی که باز هم به‌مانند گذشته، علاوه بر سینماگران، صدای دوستداران این جشنواره قدیمی را نیز بلند کرده تا کن، بی‌توجه به این اعتراض‌ها، آن مسیر سیاست‌زده گذشته را دنبال کند. جریانی که بی‌توجه به کرونا، حتی در شکل مجازی جشنواره نیز خود را نشان داد که این امر نشان‌دهنده عزم راسخ مدیران کن در اجرایی کردن سیاست‌های الیزه و دیگر هم‌پیمانان آن است.

انتقاد «کیهان» از راه ندادن خبرنگاران روس به جشنواره کن

ژست ضدجنگِ مدیران جشــنواره کن در عدم پذیرش خبرنگاران روس، نشان‌دهنده ماهیت نژادپرستانه این جشنواره است.

رفتار متناقض مدیران جشنواره کن. مسئولان جشنواره فیلم کن، درخواست همه خبرنگاران و فعالان رسانه‌ای روسیه را برای حضور در این رویداد سینمایی رد کردند. بهانه دست‌اندرکاران جشنواره کن فرانسه، مخالفت با حمله نظامی روسیه به اوکراین اســت. مدیران جشــنواره کن در حالی با ژست ضدجنگ بودن از پذیرش خبرنگاران روس برای حضور در این جشــنواره خودداری کرده‌اند که جشــنواره کن طی سال‌های اخیر نه تنها هیچ موضعی علیه رژیم‌های متجاوز و جنگ‌طلبی چون رژیم اشــغالگر قدس نگرفته بود که چند سال قبل وزیر فرهنگ و ورزش رژیم صهیونیســتی مهمان این جشــنواره بــود! این رفتار متناقض نشان‌دهنده ماهیت نژادپرستانه جشنواره فیلم کن است که نسبت به جنگ علیه یک کشــور اروپایی حساس و معترض است اما از عاملان جنگ و کشتار و اشغال یک کشور اسلامی حمایت می‌کنند.

جشنواره کن ۲۰۲۲نیز بارویکرد سیاست زده و ضدنژادی اقدام به انتخاب فیلم‌ها و سینماگران ایرانی زد. به این ترتیب که آثاری توهین‌آمیز علیه ایرانیان و دین اسلام را به عنوان نماینده سینمای ایران انتخاب کرد!

انتقاد کیهان به ترانه علیدوستی و زهرا امیرابراهیمی : جرثومه‌های فساد در جشنواره «کن» به ارزش‌های اسلامی-ایرانی حمله کردند

بنابر اظهار نظر حاضران در جشنواره کن امسال، فیلم‌های ایرانی پذیرفته شده در کن ۲۰۲۲ بیش از قوت هنری و سینمایی به خاطر تصاویر ضدایرانی و ضداسلامی پذیرفته شدند.
یکی از این آثار، فیلم «عنکبوت مقدس» بود که بیش از فیلم سینمایی به عنوان یک تبلیغ تصویری علیه مردم ایران و دین اسلام، قابل ارزیابی است. فیلمی که توسط گروهی از ایرانیان ترک وطن کرده در اردن ساخته شده است.

این فیلم تصویری به شدت مشمئزکننده از هموطنانمان نمایش می‌دهد؛ اما آنچه در فیلم «عنکبوت مقدس» برجسته‌تر است، محتوای ضداسلامی فیلم و تصویرسازی غیرانسانی این فیلم از مردم متدین ایران است. فیلم «عنکبوت مقدس» یک سوژه تکراری را دستمایه خودش قرار داده است. این فیلم درحالی موضوع یک قاتل زنجیره‌ای را انتخاب کرده که یک فیلم ایرانی دیگر نیز با همین موضوع و با نامی تقریبا مشابه، سال قبل روی پرده سینماهای کشورمان رفت.

فیلم «عنکبوت مقدس» رفتار یک قاتل زنجیره‌ای که در اثر اختلال روانی اقدام به قتل می‌کرد را به ارزش‌های ایرانی- اسلامی نسبت داده است! تا آنجا که بی‌بی سی فارسی، با تیتر «قتل زنان به نام خدا» به استقبال این فیلم رفته است!

 

انتقاد کیهان به ترانه علیدوستی و زهرا امیرابراهیمی : جرثومه‌های فساد در جشنواره «کن» به ارزش‌های اسلامی-ایرانی حمله کردند

جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره کن ۲۰۲۲ به بازیگر این فیلم که یک مهاجر سابقا ایرانی است اعطا شد و او در سخنان خود از درد و رنج مردم ایران و بخصوص آبادان عزیز گفت. او علی‌رغم اینکه در تمام این سال‌ها هیچ محدودیتی برای سفر به ایران نداشته ترجیح داده هرگز به ایران بازنگردد و درنتیجه سال‌هاست در انتخابی خودخواسته ارتباطی با مردم ایران نیز ندارد که اکنون داغدار رنج و درد آنها باشد! بر این اساس بهتر بود در تریبون این جشنواره از مشکلات و دردسرهای جامعه مهاجران در اروپا سخن می‌گفت. مشکلاتی که خودش در تمام این سال‌های سختی و بیکاری از نزدیک لمس کرده و طعم شهروند درجه دو بودن را چشیده است. برای مثال فقط کافی بود اعتراف ماه گذشته پاپ فرانسیس(رهبر کاتولیک‌های جهان) را به زبان بیاورد که گفت: «ما نژادپرست هستیم. و این بد است، این واقعیت که بسیاری از کشورها بیشتر از پناهندگان اوکراینی جنگ زده استقبال می‌کنند تا پناهندگان سایر نقاط جهان، نامی ندارد جز نژادپرستی.»

مسلما این درد بسیاری از مهاجران از جمله خود او در جامعه اروپا بود و مسلما با تکرار سخنان پاپ در جشنواره پناهندگی‌اش لغو نمی‌شد اگرچه ممکن بود دیگر به عنوان یک ایرانی(!) در جشنواره‌های غربی مطرح نشود. البته از کسی که برای ارتزاق روزانه‌اش مجبور به بازی در فیلمی ضدایرانی شده که نه تنها ایران بلکه حتی طعنه به بارگاه امام مهربان ایرانیان و شیعیان در مشهد را نیز روا می‌دارد؛ انتظار این حد از آزادگی بیجاست.

در قسمت دیگری از نمایش ضدایرانی کن عوامل یکی دیگر از فیلم‌های فارسی‌زبان برای هر چه بدبخت‌تر نشان دادن ایران و ایرانی گوی سبقت را در دروغ‌گویی از یکدیگر می‌ربایند. بازیگری که دیروز ادعا کرده بود شنای زنان در ایران ممنوع است و علی‌رغم دعوت مقامات فدراسیون شنای ایران برای تماشای مسابقات قهرمانی شنای زنان در کشورمان ترجیح داد سکوت کند و به روی خودش نیاورد، این بار مدعی خفقان شده و می‌گوید در ایران همه چیز ممنوع است و مردم هر روز از صبح تا شب مشغول جنگیدن با موانع هستند! و البته هیچ کس از او سؤال نکرد در صورت چنین خفقان و سرکوبی چگونه او توانسته در بیش از بیست فیلم و سریال نقش‌آفرینی کند، کتاب به بازار نشر بفرستد و از جشنواره‌های دولتی ایران جایزه دریافت کند!؟ و اصلا در صورت چنین خفقانی چه‌طور علی‌رغم این اظهارات رادیکال و خلاف واقعش در خارج از مرزها، آزادانه در داخل ایران رفت و آمد می‌کند!؟

او که در این سخنان ادعای دلسوزی برای مردم ایران را دارد پیشتر حاضر به نقش‌آفرینی در پروژه‌ای شد که فساد مالی تهیه‌کننده‌اش در غارت اموال مردم از صندوق ذخیره فرهنگیان کاملا آشکار شده بود. در واقع خانم بازیگر دستمزد میلیاردی‌اش را از اموال غارت شده فرهنگیان شریف ایران می‌گرفت و کاملا از این موضوع مطلع بود. او این روزها در حالی سردمدار مبارزه با مفاسد اخلاقی در سینمای ایران شده و هشتگ #می_تو می‌زند که تا دیروز خودش و همفکرانش از بانیان پروژه #ما_بی‌غیرتیم بودند!

همچنان مشارکت در آموزش و پرورش جایی ندارد !

  " فضای غالب سیستم ستادی آموزش و پرورش همچنان مخالف نقد است "

محمدرضا شهریاری/ فرهنگی/دانشجوی دکترای عرفان،عضو گروه جهادی تحول بنیادین در آموزش و پرورش

مشارکت در آموزش و پرورش و نقدگریزی نیروهای ستادی و اداریمشاركت كاركنان و گروه های هدف در برنامه هاي هر سازمان ، نقش به سزايي در مديريت آگاهانه و واقع بينانه آن سازمان داشته و مراقبت بر نحوه ي انجام امور توسط خود كارمندان (به ویژه کارکنان نخبه و صاحب نظری كه بيش ترين صلاحيت را در اين خصوص دارند ) كمك شاياني به شناسايي نقاط قوت و ضعف آن سازمان خواهدنمود، البته خود موضوع اعتقاد و باور به مشارکت کارکنان در برنامه های سازمان و دغدغه مدیریت آگاهانه و واقع بینانه داشتن؛ نقطه قوت و عدم به کاربستن و عملیاتی نمودن همین موضوع نقطه ضعف مدیریت یک سازمان است. معمولاً مدیران ستادی آموزش و پرورش در گفتار و حرف؛ مشارکت و همفکری معلمان، تشکل های معلمان ،کارکنان ستادی و اولیاء و دانش آموزان را فرصت قلمداد نموده و  ترغیب به مشارکت و ارائه نقطه نظرات می نمایند، اما در عمل مشارکت به معنای واقعی کلمه جایی در بخش ستادی و تصمیم سازی و تصمیم گیری آموزش و پرورش ندارد...و علی رغم نهادینه شدن رویکرد تابع گزینی به جای نخبه گزینی در جایگاه های حساس تصمیم سازی و مدیریت ستادی، فرصت و امکانی هم جهت  مشارکت در همفکری و همیاری از سوی سایر ذینفعان در بهبود وضعیت سازمان در آموزش و پرورش وجود ندارد... و حتی فرصت های اندکی هم که برای ارائه نظر و انتقاد در بخش های ستادی از طریق صندوق ارائه نظرات و پیشنهادات  تعریف شده، در عمل کارایی لازم را ندارد چرا که فضای  غالب سیستم ستادی آموزش و پرورش همچنان مخالف نقد است؛ صندوق های ارتباط با مدیران و مسوولین اعم از وزیر، مدیرکل، مسوولین حراست/ بازرسی/ تخلفات اداری و...در بخش های ستادی عمدتاً در  نقاطی نصب شده است که یا در معرض دیدگان همگان قرار دارد و یا در مقابل دوربین های مدار بسته متعدد قرار دارد و را ههای ارتباطی با وزیر و  مدیرکل و حراست و بازرسی و تخلفات و سایر بخش ها در فضای مجازی یا وجود ندارد و یا نیاز به ارائه و ثبت مشخصات و هویت افراد است که به دلیل فقدان امنیت بعد از بیان حس ناامنی را القاء می کند و معدود دریچه هایی هم که در فضای مجازی جهت ارتباط با مدیران کلان طراحی شده و حتی خروجی همین صندوق ها هم ،اساساً سالی یکبار هم مورد بررسی و مطالعه قرار نمی گیرد و مشکل دیگر آنکه علی رغم وجود بخش های متعدد جهت نظارت و بازرسی امور و پاسخگویی به شکایات و صیانت از حقوق شهروندی و حراست از ارزش ها و مقابله با تخلفات اداری، در عمل آنچه ملاک و معیار قرار  می گیرد اراده ی متولیان و مدیران جهت بررسی و احقاق حق و یا اساساً مسکوت گذاشتن و پیگیری نکردن یک موضوع است، و در این وضعیت که حتی شکایات منطقی و درخواست احقاق حق کارکنان یک سازمان ترتیب اثر داده نمی شود!! کارکنان نخبه و صاحب نظر بخش های ستادی و یا همکاران صف و یا دانش آموزان و اولیاء ایشان چگونه می توانند به موثر بودن مشارکت خود در ارائه نقطه نظرات و یا نقد و بررسی وضعیت موجود سازمان امیدوار باشند؟! از آنجایی که تخریب و تخطئه و پرونده سازی برای اشخاص در جامعه ی ما قائم به مستندات و دلایل محکمه پسند نیست و با ارسال یک گزارش مغرضانه کاذب هم می توان برای هرکسی پرونده سازی نمود و هر اتهامی را  بدون سند و مدرک متوجه دیگری نمود،افراد ناپرهیزکار به راحتی متوانند با آبرو حیثیت افراد بازی کنند یا مسیر موفقیت های اجتماعی وی را تحت الشعاع قرار دهند...!و از این روست که در این فضا قاعدتاً هرکسی که حرکت کند،سنگ بیشتری می خورد و یا در مرداب بیشتر فرو می رود و فضا جهت رشد افراد ساکن و ایستا بیشتر فراهم می شود...چون حرکتی نمی کنند که سنگی بخورند و یا در مرداب فرو بروند...

مشارکت در آموزش و پرورش و نقدگریزی نیروهای ستادی و اداری

رصد های دائمی فضای مجازی و حتی کامنت های مطالب مندرج در فضای مجازی از سوی (برخی از افراد تنگ نظر) به منظور پرونده سازی برای همکارانی که کوچکترین نقدی نسبت به رویکردهای سازمان محل فعالیت خود دارند از جمله مواردی است که متاسفانه خسارت های زیادی را به همکاران منتقد و صاحب نظری که نقد آنها صرفاً عملکرد مدیران و رویکردهای مدیران سیستم آموزش و پرورش است ایجاد نموده است، و عداوت و کینه ای را نسبت به ایشان ایجاد نموده است که منجر به ایجاد خسران در مسیر ارتقای شغلی ایشان و یا فعالیت های اجتماعی آنها شده است ؛ به عنوان مثال در یک مورد ،مسوول حراست یکی از استان ها،نامه ی استعلام اطلاعات گزینه ی مد نظر مدیرکل جهت انتصاب به عنوان مشاور اجرایی را به دلیل بغض و کینه ای که نسبت به آن همکار صاحب قلم و منتقد برخی رویکردهای مدیران همسو با آن فرد مسوول حراست داشته است،اساساً به مراجع مربوطه ارسال ننموده و متاسفانه به حیثیت و حق ارتقای شغلی همکار صاحب قلم و منتقد لطمه وارد نموده است و علی رغم مشخص شدن موضوع، پس از شکایت همکار آسیب دیده،نه تنها با فرد خطاکار برخوردی انجام نشده، بلکه هیچ احقاق حقی هم تاکنون انجام نشده است و هیچ  موقعیت مدنظر دیگر به همکار مذکور اعاده نشده علی رغم شفاف سازی انجام شده! با اینگونه رویکردها در سیستم آموزش و پرورش،نه تنها باید از مشارکت فکری نخبگان و صاحب نظران صرف نظر کرد،بلکه وظیفه امر به معروف و نهی ازمنکر که از تکالیف دینی موکد است را هم باید مورد احتیاط قرار داد تا آمر به معروف و ناهی از منکر آماج صدمات برخی افراد ناپرهیزکاری که به دلیل قرار گرفتن در یک بخشی همانند حراست،گزینش، تخلفات اداری امکان صدمه زدن و پرونده سازی برای منتقدین خود دارند،قرار نگیرد، به ویژه آنکه پرونده سازی ها عمدتاً بر اساس گزارش های مغرضانه که قابل اثبات نیست،تولید می شود و نه بر اساس مستندات محکمه پسند و غیرقابل انکار و دفاع!! با این وضعیت و فقدان جایگاه حقوق شهروندی در سیستم ستادی  آموزش و پرورش و شعار زدگی مدیران کلان این نهاد!! آنچه درسیستم ستادی آموزش و پرورش به جایی نرسد،فریاد است...و اگر مقصود از مشارکت صرفاً مشارکت در اجرای منویات مدیران بالادستی و جلب مشارکت های مادی و سخت افزاری است که به نظر این دستار کهنه و ژنده ی اینگونه مشارکت نمودن را هم  به سیاق داستان جالب عطار در مثنوی مصیبت نامه باید به  عمید نیشابور یا همان تصمیم سازان و تصمیم گیران محدود سیستم آموزش و پرورش ارزانی داشت و با این وضعیت نمی شود انتظار مشارکت از ذینفعان سیستم آموزش و پرورش داشت...یکی از دلایل  رکود حاکم بر وضعیت انجمن های اولیاء و مربیان عدم بهره بردای از ظرفیت مدیران آشنا به الفبای مشارکت و ظرفیت های مردمی است و ترجیح مدیران آموزش و پرورش به جای نخبه گزینی و به کارگیری مدیران متخصص در این عرصه و فعال نمودن ظرفیت مردمی انجمن اولیاء و مربیان ،به کارگیری افراد پیگیر جمع آوری اعانات بوده است .

مشارکت در آموزش و پرورش و نقدگریزی نیروهای ستادی و اداری

به نظر می رسد که مقصود مدیران آموزش و پرورش از مشارکت همان مشایعت و پیروی نمودن باشد از آنچه آنها مدنظر دارند جهت اجرا و لاغیر... مانع دیگری که به صورت مشخص مانع از مشارکت کارکنان در بخش های ستادی می شود این است که همچنان در بسیاری از امور مهم و در بسیاری از تصمیم سازی ها و تصمیم گیری ها کار دست کاردان نیست؛ و ملاک و معیار شایسته ای جهت ارجح دانستن افراد جهت محول نمودن سکان تصمیم گیری و راهبری در مناطق و معاونت ها و ادارات داخلی سازمان وجود ندارد؛ مدیریت منابع انسانی نقش به سزایی در تحقق اقتصاد مقاومتی دارد و این تفکر نقطه قوت است اما عدم عملیاتی نمودن همین موضوع در حوزه ی اجراء و ارجح دانستن مصالح و سلایق و روابط و آشنایی ها و دلجویی ها و بده بستان ها  بر شایستگی ها و نخبگی ها و رزومه ها و تجربیات مرتبط در عرصه های مدیریتی ادارات و مناطق خود نقطه ی ضعف است و نادیده گرفتن توانمندی ها و تجربیات و سوابق همکاران در عرصه های مدیریتی و عرصه های فرهنگی اجتماعی و عدم بهره برداری از این ظرفیت ها در جای خود،مانع دیگری است که منجر به بی تفاوتی و دلسردی کارکنان شایسته می شود و آنها از مشارکت در بهبود وضعیت سازمان دور می کند. به عنوان مثال یکی از دلایل  رکود حاکم بر وضعیت انجمن های اولیاء و مربیان عدم بهره بردای از ظرفیت مدیران آشنا به الفبای مشارکت و ظرفیت های مردمی است و ترجیح مدیران آموزش و پرورش به جای نخبه گزینی و به کارگیری مدیران متخصص در این عرصه و فعال نمودن ظرفیت مردمی انجمن اولیاء و مربیان ،به کارگیری افراد پیگیر جمع آوری اعانات بوده است و قاعدتاً مشارکت اولیاء در آموزش و پرورش به مشارکت مالی و سخت افزاری محدود شده است و یا ظرفیت های مشورتی در اختیار مدیران کل آموزش و پرورش به جای تخصیص به افراد خوشفکر و دارای توانمندی مشورتی به دلیل عدم باور به موضوع مشورت به جایگاهی جهت دلجویی از بازماندگان پست های معاونت و ریاست مناطق و ادارات مبدل شده است، در حالی که مشاور جوان یک مدیرکل با شناسایی نیروهای جوان و خوشفکر به عنوان سرمایه های انسانی در هر منطقه و ایجاد بستر و زمینه ی مشارکت فکری ایشان در امور و بویژه در تصمیم سازی ها و تصمیم گیری ها می تواند گامی مهم در راستای ایجاد تحول در آموزش و پرورش یک استان ایجاد کند و سربازان صف مقدم سنگر اجرای سند تحول بنیادین را تربیت کند... مخلص کلام اینکه مشارکت در کلام محقق نمی شود و اراده ای برای تحقق میخواهد و اقدام و عمل و مدیران شجاع و مدبری که مشارکت را نه در حرف بلکه در کلام محقق کنند ...اما به قول مولانا:"

آنکه یافت می نشود،آنم آرزوست..."در غیر این صورت  انتظار مشارکت و همفکری در بهبود وضعیت آموزش و پرورش در شرایط کنونی...از نخبگان و صاحب نظران و کارکنان شایسته ی به حاشیه رانده شده،شاید انتظاری واقع بینانه نباشد و به قول حافظ شیرازی:

"کی شعر تر انگیزد، خاطر که حزین باشد/صد نکته ازین معنی گفتیم و همین باشد....".